|
شهيد محراب آيت اللّه سيد محمد على قاضى طباطبايى، در 6 جمادى الاول 1331 هـ . ش برابر با 1289 هـ . ش در تبريز، ديده به جهان گشود. پدرش، ميرزا باقر قاضى بود. تبار ايشان به يكى از بزرگ ترين و قديمى ترين طايفه از سادات علوى به نام سادات عبدالوهابيه مى رسد. نسب اين خاندان از فرزندان ابراهيم طباطبا هستند كه با 33 واسطه به حسن مثنى از ذريه امام حسن مجتبى(ع) مى رسد.بنيانگذار اين خاندان بزرگ، عالم ربانى شيخ الاسلام امير عبدالغفار طباطبايى است. اين خاندان، به دو نام «قاضى طباطبايى» و «شيخ الاسلامى» مشهور بوده اند. دليل اين نام گذارى نيز آن بوده است كه بيشتر مردان اين دودمان ساليان درازى به امر قضاوت، حل و فصل امور اجتماعى و شؤون شيخ الاسلامى پرداخته اند.سيد محمد على قاضى، تحصيلات دينى خود را از سال 1348 هـ . ق تا 1359 در مدرسه «طالبيه» تبريز، نزد پدر و عمويش، حاج ميرزا اسداللّه قاضى طباطبايى و ميرزا محمد حسين سپرى كرد. آن گاه راهى شهر قم شد. در قم از درس حضرت امام اصول و فلسفه و نيز محضر آيات عظام بروجردى، گلپايگانى، حجت و صدر بهره ها برد. از همان هنگام، پيوند عميقى ميان او و رهبر كبير انقلاب اسلامى برقرار شد.وی پس از 10 سال اقامت در قم، در سال 1327 هـ . ش رهسپار حوزه علميه نجف اشرف گرديد. پس از 3 سال دانش اندوزى نزد آيات عظام: حكيم، عبدالحسين رشتى و علامه محمد حسين كاشف الغطاء به ايران بازگشت و به تبريز رفت.تسلّط كامل ايشان به ادبيات عرب، اين توفيق را به او داده بود كه بتواند برخى نگاشته ها و پژوهش هاى خود را به زبان عربى، در اختيار پژوهشگران قرار دهد. وى در انجام امور خيريه مانند ساخت مساجد در تبريز و حومه آن نيز پيش تاز بود.مبارزه سياسى وى از سال 1375 هـ . ق بر ضد رژيم ديكتاتورى رضاخان آغاز شد و تا پايان حكومت پهلوى ادامه يافت. آیت الله قاضی طباطبایی هم زمان با آغاز نهضت اسلامى مردم ايران به رهبرى امام خمينى ره، رهبرى مردم غيور آذربايجان را به عهده گرفت. هنگامى كه حتى بردن از نام امام خمينى (ره) جرم به شمار مى آمد، ايشان آشكارا در سخنرانى هاى خود، از امام (ره) پشتيبانى مى كرد و به انتقاد از رژيم مى پرداخت. از اين رو، بارها تبعيد و زندانى شد.پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز از پاى ننشست و با تلاش پى گير خود در راه تقويت نظام نوپاى اسلامى و افشاى چهره هاى نفاق و جهل كوشيد.سرانجام آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی، در روز عيد قربان برابر با آبان 1358 هـ . ش، پس از پايان نماز عيد، در ميانه راه به دست يك عضو گروهك فرقان ترور شد، ايشان را به بيمارستان شير و خورشيد تبريز انتقال دادند، ولى تلاش پزشكان بى نتيجه ماند و در ساعت 12 شب، روح پاكش به ملكوت اعلى پيوست. روز بعد، پيكر مطهرش، پس از تشييع جنازه اى بى نظير، در مسجد مقبره به خاك سپرده شد.آيت اللّه قاضى، مجتهدى مسلم بود كه افزون بر پدر، از دو مرجع بزرگ عصر خود نيز اجازه اجتهاد داشت. هم چنين 18 اجازه روايى از بزرگان زمان خويش دريافت كرده بود.توضيح: در برخى منابع، تاريخ تولد آيت اللّه قاضى طباطبايى را 1333 هـ . ق و در فهرست مستند اسامى مشاهير و مؤلفان، 1291 هـ . ش، نوشته اند. تحصیلاتتحصيلات حوزوى: مقدمات و سطح: ميرزا باقر قاضى طباطبايى، 1348 ـ 1359 هـ . ق، 11 سال، تبريز؛ ميرزا محمد حسين،1348 ـ 1359 هـ . ق، 11 سال، تبريز؛ ميرزا اسداللّه قاضى طباطبايى(عمو) 1348 ـ 1359 هـ . ق، 11 سال، تبريز؛ توضيح: در اين فاصله زمانى 14 ماه در تهران و مشهد، در تبعيد بوده است. خارج فقه و اصول: آيت اللّه العظمى حجت، فقه و اصول؛ آيت اللّه العظمى صدر، فقه و اصول؛ آيت اللّه العظمى گلپايگانى، فقه و اصول، 1359 ـ 1369 هـ . ق، 10 سال، قم؛ آيت اللّه بروجردى، فقه و اصول، 1359 ـ 1369 هـ . ق، 10 سال، قم؛ آيت اللّه امام خمينى، و اصول، 1359 ـ 1369 هـ . ق، 10 سال، قم؛ آيت اللّه حكيم، فقه و اصول، 1359 ـ 1369 هـ . ق، 10 سال، نجف اشرف؛ آيت اللّه خويى، فقه و اصول، 1359 ـ 1369 هـ . ق، 10 سال، نجف اشرف؛ آيت اللّه عبدالحسين رشتى، فقه و اصول و فلسفه، 1359 ـ 1369 هـ . ق، 10 سال، نجف اشرف؛ آيت اللّه شيخ محمدحسين كاشف الغطاء، فقه و اصول و فلسفه، 1369 ـ 1372، هـ . ق، 3 سال، نجف اشرف؛ آيت اللّه ميرزا باقر زنجانى، فقه و اصول و فلسفه، 1369 هـ . ق؛ آيت اللّه بجنوردى، فقه و اصول و فلسفه، 1359 ـ 1369 هـ . ق 10 سال، قم. منطق: امام خمينى ره، 1359 ـ 1369 هـ . ق، قم. فلسفه: امام خمينى (ره)، شرح منظومه و اسفار، 1359 ـ 1369 هـ . ق، قم. رجال و درايه: آيت اللّه العظمى حجت؛ آيت اللّه العظمى صدر، 1359 ـ 1369 هـ . ق، قم؛ آيت اللّه العظمى گلپايگانى، 1359 ـ 1369 هـ . ق، قم؛ آيت اللّه العظمى بروجردى، 1359 ـ 1369 هـ . ق، قم. تدریستوضيح: ظاهراً چون فعاليت هاى مبارزاتى و سياسى بر ديگر جنبه هاى زندگى جلوه بيشترى داشت، تدريس ايشان بيان نشده است، در حالى كه كه تدريس از مسايل جدايى ناپذير ايشان بوده است. استادانشاگرداننگاشته هاكتاب: 1 ـ الاجتهاد و التقليد، عربى؛ 2 ـ الفوائد، فقه، عربى؛ 3 ـ خاندان عبدالوهاب، فارسى؛ 4 ـ كتاب فى علم الكلام، عربى؛ 5 ـ فصل الخطاب فى تحقيق اهل الكتاب، عربى؛ 6 ـ السعادة فى الاهتمام على الزيادة، عربى؛ 7 ـ اجوبة الشبهات الواهيه، فارسى؛ 8 ـ سفرنامه بافت، فارسى؛ 9 ـ المباحث الاصوليه، عربى؛ 10 ـ تاريخ قضاء در اسلام، فارسى؛ 11 ـ صدقات اميرالمؤمنين و صديقه طاهره (عليهاالسلام)؛ 12 ـ حديقة الصالحين؛ 13 ـ تحقيق درباره اربعين حضرت سيد الشهداء، فارسى؛ 14 ـ آثار تاريخى آيت اللّه العظمى حكيم، فارسى؛ 15 ـ تحقيق در ارث زن از دارايى شوهر، فارسى؛ 16 ـ علم امام عليه السلام، فارسى. مقاله و رساله: 1 ـ رسالة فى اثبات وجود الامام (ع) فى كل زمان، عربى؛ 2 ـ رساله در دلالت آيه ى تطهير بر اهل بيت «عليهم السلام»؛ 3 ـ رساله در اوقات نماز؛ 4 ـ رساله در مباهله؛ 5 ـ رسالة فى مسألة الترتب؛ 6 ـ رساله در نماز جمعه؛ 7 ـ مقاله هاى متعدد چاپ شده در مجله هاى عربى. تقرير: تقريرات درس اصول آيت اللّه العظمى حجت كوه كمره اى. ترجمه: 1 ـ ترجمه ى مسايل قندهاريه از فارسى به عربى، اثر كاشف الغطاء. حاشيه، پاورقى، تعليقه و مقدمه: 1 ـ حاشيه بر كتاب رسائل شيخ انصارى، اصول؛ 2 ـ حاشيه بر كتاب مكاسب شيخ انصارى، فقه؛ 3 ـ حاشيه بر كتاب كفاية الاصول آخوند خراسانى، اصول؛ 4 ـ تعليقات بر كتاب الفردوس الاعلى، كاشف الغطاء؛ 5 ـ تعليقات بر كتاب اسلام صراط مستقيم؛ 6 ـ تعليقات بر كتاب كنزالعرفان؛ 7 ـ تعليقات بر كتاب انوار نعمانيه، سيد نعمت اللّه جزايرى؛ 8 ـ مقدمه و تعليق بر تفسير جوامع الجامع طبرسى، تفسير؛ 9 ـ مقدمه بر كتاب صحائف الابرار، اثر كاشف الغطاء؛ 10 ـ مقدمه بر تنقيح الاصول، حاج ميرزا آقا؛ 11 ـ مقدمه بر كتاب مرآة الصلوة؛ 12 ـ مقدمه بر كتاب معجزه و شرايط آن؛ 13 ـ مقدمه بر كتاب جنة المأوى، كاشف الغطاء؛ 14 ـ پاورقى بر تعليقات كتاب اللوامع الالهية فى المباحث الكلامية، جمال الدين مقداد بن عبداللّه الاسدى السيورى الحلى؛ 15 ـ مقدمه بر انيس الموحدين، نراقى؛ 16 ـ مقدمه بر العقائد الوثنية فى الديانة النصرانية؛ 17 ـ مقدمه بر تاريخ ابن ابى الثلج بلخى. دیدگاه هاراه نجات و سعادت بشريت را در بررسى دقيق علوم اسلامى و عرضه آن به افراد جامعه مى دانست.(جلوه محراب، ص 18) همه چيز را از اهل بيت(ع) و آنان را چراغ هدايت و كشتى نجات مى دانست. هميشه احاديثى از اهل بيت(ع) زينت بخش كلامش بود. حتى در گفتارهاى عادى نيز سعى مى كرد با نقل سخن از ائمه، گفتارش را متقن تر نمايد. تمامى منابر خود را با ذكر مصيبت اهل بيت به اتمام مى رساند.(همان، 18 ـ 19) در عشق به شهادت گفته است: «كاش بنده هم مثل استاد مطهرى، روزى به فيض شهادت برسم».(همان) آيت الله قاضى طباطبايى يكى از عالمان روشن بين و ژرف فكرى بود كه هميشه بر وحدت اسلامى تأكيد داشت و در فرصت هاى مناسب با رفتار مدبرانه ى خويش جهت تحقق بخشيدن به اين آرمان مى كوشيد.(همان، ص 20) تمامى اعمال و حركاتش برگرفته از قرآن مجيد و احاديث اهل بيت(ع) بود. رفتار مؤدبانه، محترمانه و برخورد متواضعانه و ملايم ايشان زبانزد عام و خاص بود.(همان، ص 21) وجودش براى اهل خانه، موجب آرامش و كلام گرم دل نشين او، صفاى منزل را دو چندان مى ساخت.ايشان هرگز با همسر و فرزندان خود به درشتى و خشونت رفتار نكرد. (همان، صص 21 و 22) همواره به فرزندان خود، در مورد رعايت احترام مادر، تأكيد و سفارش مى فرمود.هميشه در مجالس خصوصى و عمومى به ويژه هنگام منبر رفتن، لباس خود را مرتب مى كرد و تا آخر مجلس، چهار زانو مى نشست و مواظب بود كه مبادا عبا از دو شش بيافتد.(همان، ص 22) فعالیت ها1 ـ ساخت مسجد طوبايه، تبريز؛ 2 ـ ساخت مسجد ارزيل، قريه ارزيل، تبريز؛ 3 ـ ساخت مسجد امام حسين(ع)، كوچه باغ، تبريز؛ 4 ـ ساخت مسجد حضرت آيت اللّه حكيم، خيابان كمربندى، تبريز؛ 5 ـ تجديد بناى مسجد شعبان، خيابان تربيت، تبريز؛ 6 ـ زندانى و تبعيد شدن. سمت ها1 ـ امام جمعه، تبريز، مرداد ـ آبان 1358 هـ . ش؛ 2 ـ نماينده تام الاختيار امام ره، تبريز، مرداد ـ آبان 1358 هـ . ش. از نگاه دیگرانآثار1 ـ جلوه محراب، وزارت اطلاعات؛ 2 ـ قاضى طباطبايى قلمى شجاعت و ايثار، محمد ابراهيم نژاد؛ 3 ـ روزنامه رسالت، شماره 1394؛ 4 ـ ضميمه روزنامه اطلاعات، 10/1377، شماره 2176؛ 5 ـ شهداى روحانيت شيعه در يك صد سال اخير، على ربانى خلخالى؛ 6 ـ مجلس نشين قدس، شعر دوست؛ 7 ـ صحيفه نور، ج 1؛ نکته هاحجم بسيار انبوه گزارش ها، تلگراف ها و اسناد ساواك و دستگاه هاى اطلاعاتى رژيم طاغوت كه در كتاب جلوه محراب جمع آورى شده است، نشان مى دهد كه وجود اين شهيد محراب براى حكومت پهلوى تا چه اندازه خطرناك و مضرّ به شمار مى رفته و در مقابل، نسبت به اسلام و مسلمانان، دلسوز بوده است. |
||||||||||||||||||